ای وای مرده کيرم؛ بهرش عزا بگيريد
ماتم برایِ کوری بی دست و پا بگيريد
اين خايه بسترش بود، در لحظههایِ آخر
عکسی به يادگاری، با خايهها بگيريد
تيرش خطا نمیرفت، گردون قدش کمان کرد
صد تيرِ آه و نفرين، سویِ خدا بگيريد
ای کون و کُس شما را، بس دوست داشت، مرحوم
اينک برایِ نعشاش، آغوش وا بگيريد!!
گاهی مغاره میرفت، گه غارِ کوه میسُفت
(1)
بايد عزا برایاش در هردو جا بگيريد
سرسختِ نرمپی بود؛ ای دلبران! عزایاش
هرچند اشقيا بود، چون اتقيا بگيريد!
بُبريدهسر شهيدی، رفته ز کف، خدا را
بهرش عزا مفصّل، چون کربلا بگيريد
تا بهرهاش ز غُفران، باشد تمام، ختماش
ای کون و کُس! دو مجلس، هريک جدا بگيريد!!
تينايجران! دلِ او، هرلحظه با شما بود
خير است اگر خبر گاه زآن مبتلا بگيريد!!
حضرتِ سر سنت ميتيلاتوس
3 تا 4 عصر؛ اوّلِ اسفندِ 1389
20 فوريّهیِ 2011
?
پابرگ:
(1) صورتِ بعدی:
گه فُلْکِ بحر میشد، گه غارِ کوه میسُفت
نسخهیِ عکسی