بگذريم. در همان گشتوگذارِ مختصر و سريعِ اوّليّه، رباعیيی نظرم را جلب کرد، و فیالفور، نقيضهای شکل گرفت. و آنچه را که ملاحظه میفرماييد، به خدمتِ ايشان ايميل شد. گفتم شايد خوانندگانِ اين صحيفهیِ مقدّسه هم بدشان نيايد!
ابوسعيديّات
گفتم که، کارِ خوبی نکرديد!
مرا تحريک کرديد که با ابوسعيد هم، بعله!
میفرمايد:
کارم همه ناله و خروشست امشب
نی صبر پديدست و نه هوشست امشب
دوشام خوش بود ساعتی؛ پنداری
کفّارهی خوشدلیّ ِ دوشست امشب
نی صبر پديدست و نه هوشست امشب
دوشام خوش بود ساعتی؛ پنداری
کفّارهی خوشدلیّ ِ دوشست امشب
و ما (سر سنت ميتيلاتوسِ طُبَسی) السّاعه فرموده کرديم که:
گيرم که چراغِ ما خموشست امشب
چه جایِ گلايه و خروشست امشب
ياد آر که دوش کير میمُرد ز هجر
صد شکر که خايه نيز توشست امشب!!
چه جایِ گلايه و خروشست امشب
ياد آر که دوش کير میمُرد ز هجر
صد شکر که خايه نيز توشست امشب!!
تا شما باشيد دوباره برایِ سر سنت ميتيلاتوسِ کبير، ديوانِ شعر بفرستيد!
(شوخی میکنم، اتفاقاً من همينجور مرتّب شعر و کتاب جمع میکنم؛ و کمی هم میخوانم. از بابتِ ابوسعيد هم خيلی ممنون!!! اين بيچاره را شما دمِ تيغ داديد؛ يادتان باشد!)
02/25/2011 08:57:09 ب.ظ
$
پسنوشت (جمعه، 17 آبان 1392، 8 نوامبر 2013):
اينهم اشعارِ منسوب به ابوسعيد
ابوسعيد ابوالخير (رباعيات)
ابوسعيد ابوالخير (سايتِ گنجور)
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen