Donnerstag, März 17, 2011

نِوشَهيريّات، نقايضِ جديد (33)

(XXXIII)
يک‌روز به‌کودکی به استاد شديم
وز ناز و نوازش‌اش کمی شاد شديم
پايانِ سخن شنو که آن‌شب سه رفيق
آورد و، تُلُم زدند و، شخ‌باد شديم!!!

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen