Donnerstag, Juli 14, 2011

سينه-پستان

دوستی اين متن شاعرانه‌ی (!!) کوتاه و مختصر و مفيد را ايميل زده...
به‌عنوان پاداش، بيرتانه رباعی خدمت ايشان تقديم کرده شده؛ که اندر پس می‌آيد...

نخست متن واصله:

به اين می‌گن ادبيّات درست و شاعر واقعی‌... ماشاالله

به‌نام آنکه زندگی را در عشق
و عشق را درون سينه
و سينه را
برای ماليدن، ليسيدن، خوردن، و گازگرفتن آفريد...

دمش گرم!

×××
و اينک، رباعی ما (به شماره‌ی 45):
کيرم به کُس‌اش اسير و پابست شده
هنگامه‌ی «عادت»، پیِ کون مست شده!
پستان‌اش اگر برایِ مالاندن نيست
از بهر چه گرد و قالبِ دست شده؟!

چهارشنبه؛ 22 تير، 13 ژوئيّه 2011

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen