Tuesday, January 10, 2012

مطلع؛ به سبک و سياقِ فرّخی سيستانی

شاعرِ معاشر، فاسقِ فاجر، ملعونِ دوسه عالم: حضرتِ حکيم سر سنت ميتيلاتوسِ قدّيسِ کبيرِ بزرگِ اعظم، که اينک يک‌سال و اندی‌ست به بلایِ قوزبالاقوزِ پناهندگیِ ناسازمانِ بی‌مللِ غيرِ متّحد، به نِوشهير اندر، گرفتار آمده است، گه‌گاه که سری به خيابان می‌زند تا سرِ خودکاری به دفترِ پليس درسپوزد، ايضاً، اين‌جا و آن‌جا، به هوسِ دل، چشمِ سر، به چَرا همی‌بَرَد...
و درين باب، به اسلوبِ دوستِ قديم خود، زنده‌ياد فرّخی سيستانی، تأسّی جسته، و اين مطلع را، حينِ رفتن به پليس، ايدون احسنت فرموده است:

دوچيز، دل بَرَد اين‌جا، به نِوشهير، از من
يکی تُرُبچه‌یِ تُرک و، يکی هلویِ وطن!

اون بزرگوار
نوشهير؛ پنج‌شنبه، 8 دی‌ماه 1390، 29 دسامبر 2011
(در راهِ رفتن به پليس!)

No comments:

Post a Comment