Freitag, Januar 06, 2012

نِوشَهيريّات، نقايضِ جديد؛ دو بدلِ کامل، برایِ ترانه‌یِ LXXVI

(LXXVI) «زاپاس»

(1)
چُل گفت به کُس، که داشت خواهم پاس‌ات
تو چشمه‌یِ خضری و، من‌ام الياس‌ات!
کُس گفت: سوار شو! من‌ام خودروِ عشق
چُل، گشت سوار؛ ليک بر زاپاس‌اش!!

(2)
گفتم به کُس: انديشه‌یِ من پاسِ تو باد!
تو چشمه‌یِ خضری؛ چُل‌ام الياسِ تو باد!
ای خودروِ عشق! چون شوم بر تو سوار
جانِ چُلِ من، فدایِ زاپاسِ تو باد!!

دوشنبه؛ 28 آذر 90، 19 دسامبر 2011)

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen