شوخی شوخی، با مقدّساتِ خودمان هم شوخی!؟
(در نقيضهوارهیِ «ويس و رامين»)
چو میگويد «نخواهم!»، میکند ناز
تو نيکی میکن و، تا دسته بنداز!!
(حضرتِ خودمون)
پيشانه:تو نيکی میکن و، تا دسته بنداز!!
(حضرتِ خودمون)
نمیدانيم چرا هی خارشکِمان میشود که با مقدّساتِ خودمان نيز هميدون، پارگکی شوخی فرماييم... (انگار ندايی از اندرون مقعدِ شريفمان، دمبهدم بانگ برمیدارد، که: بهکيرمان باد ايدون جميعِ مقدّسات!) آن وقت، اين بلاهتْشعار جماعتِ مسلمين، گُمان چنان میبرند که به مقدّساتِ تخمیِ ايشان، ترحّمی میتوانيم فرمود و، نمیفرماييم...!
«ويس ورامين» در زمرهیِ معدود مقدّساتِ حضرتِ شريفِ ماست؛ امّا چه میشود کرد؟
سرور و بزرگ نازنين خداوندگارمان جنابِ فخرالدّين اسعد بر ما ببخشاياد!
ايدون باد!!
(I)
چو رامين ويس را يکبار گاييد
دوصد چندان به مهرِ وی گراييد
به تختِ زهرهیِ کُس، خورد سوگند:
نبُرّم؛ گر بُرَندم بند از بند!
وگر موبد جدامان کرد خواهد
به تخمام بود خواهد جانِ موبد
برادر، کاو نهان سازد ز من، کُس
نيرزد جانِ او پيشام به يک چُس!
بتازم، بر سرش لشکر بيارم
ز بهرِ کونْش، کيرِ خر بيارم
جهان تيره کنم بر وی، سراسر
که نگريزد، مگر زی کسِّ مادر! [1]
دوانم آنچُنان در مقعدش، موش
که گويد: کردم اين کُس را فراموش!
اگر خواهد بميرد يا بمويد
رود، خود را، کُسی ديگر بجويد!
(II)
از پس به سراغِ ويسه رفتنِ رامين
چو رامين ويس را از پيش آگند [2]
بچرخاند و، نمود از پس به وی بند
نخستين، ليس زد کونِ سفيدش
زبان زد بر درِ صبحِ اميدش
به مُدمُد، کون چو با وی ناز میکرد
ز شادی، خرزهاش پرواز میکرد
دو بالش مر ورا زيرِ شکم داد
چو کون قمبل شد و، آماده اِستاد
چُنان بسپوخت حمدانِ سترگاش
که گويی بُد کُسِ مادربزرگاش!
چُنان انداخت اندر کونِ ويسه
که گفتی واژنِ خانمرئيسه!!
چو خوش بنشاخت ناوک تا بهسوفار
ز ويسه، برشد آه و نالهیِ زار [3]
نبود آن نوچه را طاقت بدينحد
که کيرِ خر خورَد؛ آنهم ز مقعد
برآمد آتش از ژرفایِ کوناش
سروش آمد به واويلایِ کوناش!
برون زد خون ازآن ناسُفتهگوهر
که پارهپوره شد، زآن خرزهیِ خر
وزآن زخمِ گران، حالیبهحالی
فکنده پنجه اندر نقشِ قالی
به زيرِ کير، نالان، نوحه میخواند
که از کونام، نه ديوار و نه در ماند
مزن ای عاشقِ خرکير، هی زِر
که ريدی در بنایِ اسفنکتر!!
حضرتِ حکيم سر سنت ميتيلاتوسِ قدّيسِ کبيرِ بزرگِ اعظم
سهشنبه و چهارشنبه، 29 و 30 آذر 90، 20 و 21 دسامبر 2011
سهشنبه و چهارشنبه، 29 و 30 آذر 90، 20 و 21 دسامبر 2011
?
پابرگ و نسخهبدل:
[1] بدل: که نگزيرد ورا جز کُسِّ مادر!
[2] صورتِ اوّليّه: چو رامين ديد گشته ويس خرسند
[3] اين بيت و دو بيتِ بعد از «... واويلایِ کوناش»، در 17 ارديبهشتِ 1391 (06 می 2012) افزوده شده...
$
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen