Freitag, Januar 28, 2011

نِوشَهيريّات، نقايضِ جديد (6)

(VI)

درياب، ز کون و کُس جدا خواهی رفت

چون گوز به صحرایِ فنا خواهی رفت

بشنو سخنِ گای‌عليشاهِ بزرگ:

می‌گای که عاقبت به‌گا خواهی رفت!![1]



[1] دوستِ عزيز، م. م. ل. ی.، در اوانِ جوانی، از سویِ حلقه‌یِ ياران، به «گای‌عليشاه» ملقّب گشت؛ خوش‌اش آمد و، آن را برایِ خود حفظ فرمود...

اين ترانه را به حضرت‌اش پيشکش می‌کنم که می‌دانم دوست خواهد داشت. به اميدِ هرچه زودتر رهايی‌اش.

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen