Sonntag, Februar 05, 2012

نِوشَهيريّات، نقايضِ جديد (85)؛

(LXXXV)
«زمان»
گند و گُهِ دين، چو خصمِ اوباشیِ ماست
آماجِ خدنگِ فسق و قلّاشیِ ماست
فحشی که هزار و چارصد سال بداد
خورديم و، کنون، زمانِ فحّاشیِ ماست!

?
اوباش- به‌معنیِ مردمِ مختلفِ درهم‌آميخته و مردم فرومايه و ناکس، و در عرفِ عام به‌معنیِ مردِ بی‌باک و رند؛ و اين جمعِ بوش است... فارسيان به‌جایِ مفرد استعمال کنند. [غياث‌اللغات]
قلّاش- بی‌نام‌وننگ . مفلس و مردِ بی‌خير و مجرّد و لوند؛ و اين لفظ ترکی‌ست. [غياث‌اللغات]


جمعه، 2 دی‌ماه 1390، 23 دسامبر 2011

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen