(غزلوارهای بههزل، در مايهی نوين آنتیفمنيزم)
بر سرِ مرد، ز زن، گرچه بلا میآيدگله شايسته نباشد، که بهجا میآيد
پیِ يک نرمهْ کُس از هيئتِ آدم بهدريم
از چُل است اينکه بلا بر سرِ ما میآيد
نازِ اينيک بکش و، فحش بخور زآن دگری
تا کدامين بهبر از بهرِ صفا میآيد
...
کُس، دوْ دَهساله، مَثَل، ليسکِ عشرت باشد
بعد ازآن، هار شده، سخت بهگا میآيد
دم که در چرخِ زمان، مرد ز کير افتادهست
میشود يائسه و، هرزهدَرا میآيد
بت چو در وی بُوَد، ايمانْش بُوَد نيکْ درست!
چون خدا را بکَشی، جور و جفا میآيد!!
گر حکيمی و خردمند، مکن شک به سخن
کاين سخن، از سرِ ما، نز تهِ ما میآيد
ما که تردستِ جهانايم، غمِ کُس نخوريم
گورِ جدّش، که نمیآيد، يا میآيد!!
گورِ جدّش، که نمیآيد، يا میآيد!!
فی يومالخميس من الشّاعرالخبيث
سر سنت ميتيلاتوس قدّيس
(26 فروردين؛ 15 آوريل 2011)
سر سنت ميتيلاتوس قدّيس
(26 فروردين؛ 15 آوريل 2011)

Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen