Samstag, Februar 15, 2014

ممه‌پوش (برایِ صدسالگیِ "سوتين")

ممه‌پوش

بود نام‌ات قديم "پستان‌بند"
"کرست" و "سوتين" شدی يک‌چند
بس گشايند و باز بندندت
تا دگرباره نام چه‌نْهندت!!

ممه‌دانا! خجسته بادت روز
جشنِ صدسالگیِّ تو پيروز
همه از توست، شکل و فرمِ ممه
هرچه مدح‌ات کنم، هنوز کمه!
سازمان داده‌ای تشکّلِ او
گرد و سفت از تو گشته، هر شُلِ او
آن‌که عريان، شل است و آويزان
چون تو جلدش شوی، هلوست، همان!!
شل و ول را نموده چون ليمو
بز گرفته تو-مان و هم هالو!!
وآن‌که باشد برون ز مشت و، درشت
شود از لطفِ تو، قواره‌یِ مشت!
کوچک، از تو، به‌سايز، گرد و کلان
مزدحم‌سازِ خيلِ چشم‌چران
هرچه را تو کنی به‌سايز مدد
چشم، غالب کند، به رایِ خرد
نوعِ لرزافکن‌ات که هست جديد
چشم، از وی، چه صحنه‌ها که نديد
آيد از دور دور، موجِ ممه
کز تو داريم، عصرِ اوجِ ممه
گر تو نزديک‌شان به‌هم نکنی
حرص کی در دو چشمِ ما فکنی؟
جز تو نزديک‌شان به‌هم نکند
چشم، هيز و، فُلان عَلَم نکند!
از تو وُ زورِ تو نشان دارد
چاکِ پستان که کشتگان دارد!!
ما که فسقی و عاشقِ گنه‌ايم
ممه‌دانان‌پرست، مردِ ره‌ايم!!
چون برون آوريم‌ات از گَلِ يار
ليس فی‌الدّار غيرِ ما ديّار!!!

حضرتِ حکيم سر سنت ميتيلاتوسِ قدّيسِ کبيرِ بزرگِ اعظم (جلّ جلاله)
بامدادِ يک‌شنبه، 27 بهمن 1392؛ 16 فوريه 2014

صدسالگیِ سوتين:
https://iranwire.com/fa/blogs/6297/5176

پی‌دی‌اف:
http://naqhayez.files.wordpress.com/2014/02/mamaepoosh.pdf

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen