Montag, März 03, 2014

فردایِ روشن: الشّرح‌المصاديق فی ارشادالزّناديق!! (منظومه‌ای کوتاه، در طنز)

فردایِ روشن: الشّرح‌المصاديق فی ارشادالزّناديق!! (منظومه‌ای کوتاه، در طنز)

الشّرح‌المصاديق فی ارشادالزّناديق!
(منظومه‌ای کوتاه، در طنز)

ای شاعرِ کهنه‌رند و قلّاش
شيطان مَپَرست و، با خدا باش
گيرم به سخن، ز خوش‌نوايی
زين کافرکان، دلی ربايی
تا چند زنی به دينِ حق، نيش
از روزِ جزا، کمی بينديش
فردا که به حشر آورندت
از هم بدرند بندبندت
با تو به جحيم، لايک‌کاران
سر بر درِ توبه، زارزاران!
سودی نکند، که بی‌حياييد
خصمِ خود و دشمنِ خداييد!

ای گشته به‌سُخره، منکرِ حق
قهرش، چه کنی به نامه ملصق؟
هان! ای بنهاده بد، ترازو
انصاف بده، مکن هياهو
يعنی همه معجزاتِ الله
بوده‌ست چرند و چَرت؟ -واه واه!
آن‌لحظه که ديوِ شهوه، بيدار
اژدر کند از عصات! ياد آر!!
معراج، که زی تو امرِ شاق است
بندِ دو چليم بنگِ چاق است!
در هر بتِ مه‌سُرين، به‌تأييد
شقّ‌القمری، عيان توان ديد!
(تا چند، به کوچه‌یِ علی‌چپ
اُغلوطه دهی، به پيچشِ گپ!
ای خود زده صدهزار تقّه
کرده قمرات، شقّه‌شقّه!)
در قطعه‌یِ ايرج، آن‌که از بر
داری تویِ فحلِ بر يلان سر
«واکردم‌اش...» ار به‌خاطر آری
اقرار کنی و، سر نخاری!
ايرج که رسولِ حق نبوده
اعجازنکرده، شق نموده!!
کافر، داند مرين هنر را
عاجز شمری پيامبر را؟!؟
...

کاملِ متن:
http://fardayerowshan.blogspot.com/2014/02/blog-post_28.html

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen