Sonntag, April 19, 2015
نکير!
نکير!
دختری زال گشت و، ناسوده-
گوهرِ جانْش شد به مرگ، اسير
مَلَکِ قبر، شب، چو شد به لحد
گفت: آقا! کهيی تو؟ گفت: نکير!
نعرهای زد: نهکير!؟ اينجا هم؟!!
ای خدا! آه! آآهه! پس کی کير!؟!
J
حضرتِ حکيم سر سنت ميتيلاتوسِ قدّيسِ کبيرِ بزرگِ اعظم (جلّ جلاله)
نيمهشب 29 آبان 1393؛ 20 نوامبر 2014
Abonnieren
Kommentare (Atom)

