Mittwoch, Dezember 29, 2010

نقايضِ جديد

(1)

يک کونِ درست، صد دل و دين ارزد

يک کُس به دوصد مملکتِ چين ارزد

با اين‌همه، جلقی که غَنا می‌بخشد

ايران و فرنگ و چين و ماچين ارزد[1]


(2)

چون عشقِ چُلِ ما به کس‌ات هست قديم

پس بی کُس و کونِ تو، خطايی‌ست عظيم

المنّةُ لله که چُل‌ام گشته مقيم

بر درگهِ چاک و چاهِ آن قبّه‌یِ سيم!![2]


(3)

خواهی که ز بهرِ تو کُس و کون آرند

بهرِ تو، به مادران شبيخون آرند

زر می‌ده و زر می‌ده و زر می‌ده و، زر

تا زن ز سرایِ خويش بيرون آرند!![3]

(بامدادِ يک‌شنبه، 29 فروردينِ 1389)


C


يک کُس به دوصد مُلکِ فريدون ارزد

کونی، به هزار گنجِ قارون ارزد

با اين‌همه، گر کون و کُسان ناز کنند

جلقی به هزار و يک کُس و کون ارزد!![4]

اوّلِ ارديبهشتِ 1389

?

بدليّات، و اصلِ ترانه‌ها:




[1] بدل (صورتِ اوّليّه):

ايران و عراق و روم و ماچين ارزد

ترانه‌یِ اصلی:

يک جامِ شراب صد دل و دين ارزد

يک جرعه‌یِ می، مملکتِ چين ارزد

جز باده‌یِ لعل نيست در رویِ زمين

تلخی که هزار جانِ شيرين ارزد!

(کريستن‌سن، شماره‌یِ 8)

[2] ترانه‌یِ اصلی:

چون نيست مقامِ ما درين دهر مقيم

پس بی می و معشوق خطايی است عظيم

تا کی ز قديم و مُحدَث امّيدم و بيم

چون من رفتم، جهان چه محدث چه قديم

(کريستن‌سن، شماره‌یِ 9)

[3] ترانه‌یِ اصلی:

زان پيش که بر سرت شبيخون آرند

فرمای که تا باده‌یِ گلگون آرند

تو زر نه‌ای ای غافلِ نادان که ترا

در خاک نهند و باز بيرون آرند

(کريستن‌سن، شماره‌یِ 7)

[4] در واقع، اين نقيضه‌یِ مستقلّی نيست. صورتی ديگر برایِ نقيضه‌یِ شماره‌یِ يک است؛ با تفاوتِ قافيه!

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen