Montag, September 12, 2011

نِوشَهيريّات، نقايضِ جديد (54)

(LIV)
باز اين کچلِ کور، شبيخون زد و، رفت
از خانه‌ی تنگِ جلق، بيرون زد و، رفت
بُد مست، ولی چراغ کُس قرمز ديد
با دنده‌عقب، به کوچه‌ی کون زد و، رفت!!

?
ابدال، برای مصرع دوّم:
از پنجه‌ی جلق، پاک بيرون زد و، رفت
از جلق نفور بود؛ بيرون زد و رفت

بدل مصرع سوّم (که بايد جای اصل گذاشت!):
ناگاه، ولی، چراغِ کُس قرمز شد

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen