Freitag, September 16, 2011

دو ترانه‌ی هزل، در مايه‌ی ارتحال!

دو ترانه‌ی هزل، در مايه‌ی ارتحال!
(شماره‌های LX و LXI)

از جورِ کُس و کون، دلِ کيرم چو شکست
عمری پیِ جلق رفت؛ هرشب دوسه دست (1)
پنجاه نداشت بيش و، در اوجِ شباب
اندک اندک، به رحمتِ حق پيوست! (2)

کيرم چو ز عشقِ کون و کُس خورد شکست
عمری، پیِ جلق بود، هرشب دوسه دست
وينک چو شنيد کون و کُس گشته گشاد
بشکست دل‌اش؛ به رحمت حق پيوست!

عثمانیِ قديم، نوشهير؛ 25 شهريور، 16 سپتامبر 2011

?
(1) بدل:
خو کرد، به گایِ خشک و تر، با کفِ دست

(2) بدل برای بيت دوّم:
چون عمرِ شريفِ وی به پنجاه رسيد
ديشب، ناگه، به رحمتِ حق پيوست!

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen