(محض خاطر نازنين دوستام؛ ديدهور بزرگ: محسن فيضزاده)
نخست اين ويدئو را ببينيد و بشنويد، و شرح جناب فيضزاده را بخوانيد...
https://www.facebook.com/mohsen.feyzzadeh/posts/225456607502820
گفتی که آلتام ببرم؛ جای حرف نيست
امّا نگفتی اين که چهسان گايمان کنم؟!
هم، ترس دارم از تو، که فردا، دوباره، باز
خواهی ز من، که مختصری زايمان کنم!
کُس را چهگونه میشود از بُن ز تن بُريد؟
ماتام، چگونه حيرت خود را بيان کنم!
آن را که میبُرند ز کُس، از چروک اوست
چوچوله را، مگو که خودِ کُس گُمان کنم!!
زانجا که کُس ز بُن نتواند بُريد کَس
البت، درينميانه فقط من زيان کنم!
ببريده رُويه؛ ليک، من از بيخ کندهام
واللَّه، سزد که شور و نفير و فغان کنم!!
مغبون شدم؛ معامله ابطال میشود
لعنت به من که بار دگر امتحان کنم!
يکريزه از سرش چو بريدند، عيب کرد
خواهی که با تمام وجودش چُنان کنم؟!
...
کُس، بر خلاف کير، بُوَد آبزيرِکاه
رفتم که خرزه از دم تيغاش نهان کنم!
اوّل ببُر تو کُس، که ببينم ز بيخ رفت
شايد که بعد، من چُل خود را عيان کنم!!
وآزرده گشت خواهد اگر محسن از فقير
گويم: بهچشم! هرچه تو گويی، همان کنم!
گويم: بهچشم! هرچه تو گويی، همان کنم!
سر سنت ميتيلاتوس قدّيس کبير بزرگ اعظم
سهشنبه؛ 8 شهريور، 30 آگوست 2011
سهشنبه؛ 8 شهريور، 30 آگوست 2011
?
چون ممکن است کسی باشد در خوانندگان اين صحيفه، که به فيسالبوک دسترس نداشته باشد، شرح دوست عزيز، جناب فيضزاده را، اينجا نقل میدهم:
زنان را ياد بايد داد که آلت تناسلیشان را بريده و خوراک سگ کنند، همچنانکه مردان را نيز! و جز اين نيست که آيندگان ما، بی از جنسيت خواهند بود. موجوداتی که ايستادهاند در فراسویِ جنسيت، آنان که تاريخ ما را تاريخ «توحش و جنسيت» خواهند ناميد.
صدای «آنا»، اين زنِ مرد نما، که نه زن است و نه مرد، صدای موجودیست غير تاکنونی. موجودی که طبيعت در موردش غيرمقتصدانه عمل کرده و او را پرداختی بی از جنسيت داده. گويا او سرنمونیست از موجودی غير از انسان تاکنونی. موجودی بینام. بی از جنسيت و بی از آلت تناسلی. موجودی که آلتش خوراکِ سگ شده.
$
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen