«تا هستم...»
تا هستم، قدرِ من ندانی، جاکش!ميّت چو شوم، مرثيه خوانی، جاکش!
گويی که: يکی بزرگ هزّال بمرد
چون فرجِ ننهت، گلو درانی، جاکش!!
:::::
يادآوری:
در پستهایِ قبل از شمارهیِ LXXII، ترانهها، بدونِ عنوان بوده.
عنوانِ اين ترانه، در اوّلِ آذرِ 1392، افزوده شد...
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen